شيخ حسين انصاريان

50

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

[ وَادْنى صِفَةِ الْجاهِلِ دَعْواهُ بِالْعِلْمِ بَلا اسْتِحْقاقٍ وَاوْسَطُهُ الْجَهْلُ بِالْجَهْلِ وَاقْصاهُ جُحُودُهُ . وَلَيْسَ شَىْءٌ اثْباتُهُ حَقيقَةً نَفْيَهُ الّا الْجَهْلُ وَالدُّنْيا وَالْحِرْصُ فَالْكُلُّ مِنْهُمْ كَواحِدٍ وَالْواحِدُ مِنْهُمْ كَالْكُلِّ ] مرز جهالت پست‌ترين صفت جاهل در عين جهل ادّعاى علم داشتن و مرتبهء وسط صفت جاهل جهل به جهل است كه بدين خاطر ادعاى علم ندارد و حدّ نهايى از جهل آن كه ، هر كجا علمى باشد انكار كند و با اهل فضل و دانش و معرفت و بينش پيوسته دشمنى نموده و از آنان بدگويى كند . و چيزى نيست كه اثبات وجود آن برگشت داشته باشد به نفى و نبودن آن مگر جهل و دنيا و حرص ؛ زيرا توجه كردن به جهل خود در حقيقت علم است و همچنين توجه به زندگى پست مادى و حيات جداى از حق و يا توجه به رذيله هركجا جهالت حاكم باشد قلب انسان تيره و تار و خود به خود صاحب آن قلب اسير دنيا و دچار حرص شديد مىشود .